شد و دست كم بيستودو سال، در دربارهاي مختلف همين سمت را داشت. به ترتيب در تونس، بسكري، فاس (1354 م/ 755)، غرناطه (درسال 1363 م/ 764 ه ق شاه غرناطه او را براي سفارت نزد پدروي ستمگر به اشبيليه فرستاد)، بجايه، بسكري، تلمسان، فاس (1372 م/ 773 ه ق) غرناطه، تلمسان... اقامت گزيد. او غالباً مقام مشاور، كاتب يا قاضي را داشت؛ گاه، به زندان افتاد، ولي ميتوان تصور كرد پيوسته سرگرم گردآوري اطلاعات و افزايش معلوماتش در مورد افراد و امور سياسي بود.
او در حدود سال 1374 م/ 775 ه ق در قلعهٴ ابن سلامه در وهران پناه جست و چهارسال در آنجا سرگرم نوشتن تاريخ بود. در اثناي اين دوره بود، كه پيشنويس شاهكارش
مقدمه را فراهم ساخت. در سال 1378 م/ 779 ه ق به تونس رفت تا اطلاعات بيشتري در باب كتابخانههاي آن شهر بهدست آورد و احتمالاًبه همان منظور در سال 1382 م/ 784 ه ق روانهٴ سفر حج شد.
در اسكندريه و قاهره توقف كرد و به تحصيل و تدريس پرداخت؛ در سال 1384 م/ 786 ه ق قاضيالقضات مالكي مصر شد. اندكي بعد، خانواده و ثروتش را بر اثر شكستن كشتي از دست داد و وقت خود را يكباره مصروف مطالعه و كارهاي معنوي كرد. در سال 1401 م/ 803 ه ق در پي لشكركشي سلطانالناصر بر ضد تيمور به دمشق رفت.1 بعداً، به قاهره بازگشت و در رمضان سال 808 ه ق، در آنجا از دنيا رفت.
با اينكه در نقاط متعددي زندگي كرد، احتمال دارد كار علمي خود را بيشتر در تونس، تلمسان، تاهرت و قاهره انجام داده باشد.
اطلاعات بيشتري در زمينهٴ زندگي پرفراز و نشيب او را ميتوان در زندگينامهاش كتابالعبر، فصل 7) و در آثاري كه برخي معاصر اوست، به ويژه نوشتههاي ابنخطيب بهدست آورد.
ابنخطيب در دربار بنواحمر در غرناطه (763 ـ 765 ه ق) با او دوست شده بود.
2. آثار. به گفتهٴ ابن خطيب، ابن خلدون اشعار و كتابهاي زيادي نوشت، از جمله تلخيص برخي آثار ابن رشد و كتاب المُحَصًل
(در مابعدالطبيعه) فخرالدين رازي (دوازدهم ـ 2)؛ همچنين رسالههايي در منطق و حساب كه ظاهراً همگي از ميان رفته و مسلماً فراموش شده است. او تنها و براي هميشه بهخاطر كتاب ديگري به ياد خواهد ماند، به نام كتاب
العِبَر و ديوان المبتدأ و الخبر في اٴيام العرب وَ العجم و البَربر و مَن عاصَرَهُم من ذَوي السُلطان الاٴكبر، كه از بزرگترين شاهكارهاي مكتوبات عربي است. بنابر يك نسخهٴ خطي كه به مسجد قرويين در فاس اهدا كرده، اين كتاب بهنام عبدالعزيز سلطان مَريني (1366 ـ 1372 م/ 767 ـ 773 ه ق) است؛ ولي كتاب تا مدتها بعد (1377 م/ 778 ه ق به بعد) تكميل نشد.